✍️استاد معظم دکتر سید صائب هاشمی نسب «دام ظله»
حوزه علمیه به عنوان متولی علوم دینی و معارف الهی در جهان تشیع، همواره نقشی اساسگذار و حیاتی در تولید علم و دانش ایفا کرده است. با این حال، چالشها و تغییرات متعدد اجتماعی، فرهنگی و سیاسی در سالهای اخیر، به وضوح در کیفیت و عمق دروس اجتهادی تأثیر گذاشته است. بنابراین، موضوع سقوط کیفیت آموزش دروس اجتهادی و کمبود توجه به اصول و مبانی علمی در این عرصه، نیازمند دقت نظر و تحلیل دقیق میباشد.
اولین نکتهای که مستلزم تأمل و بررسی است، روند کاهش جدیت و تمرکز در برنامههای آموزشی حوزهها میباشد. در گذشتهای نهچندان دور، طلاب پس از سالها تحصیل و تفقه در مباحث فقه و اصول، به درک عمیقی از متون فقهی و اصولی میرسیدند. این فرایند آموزشی، بهویژه در حضور اساتید برجسته و صاحبنظر، باعث میشد تا دانشآموختگان، بتوانند فتاوا و نظرات علمی مستحکمی ارائه دهند. اما در شرایط کنونی، بسیاری از چهرههای علمی با عجله و بدون کسب هیچگونه درک عمیق و کافی از مبانی اجتهادی، اقدام به نشر نظریات خود میکنند. این روند نه تنها به سست شدن بنای اجتهاد منجر میشود، بلکه تهدیدی بر پایبندی به اصول و مبانی فقهی نیز به حساب میآید.
دومین نکتهای که حائز اهمیت است، کسر دانش و تجربه علمی در میان برخی از افراد مدعی اجتهاد و فقاهت است. بر اساس مشاهدات موجود، عدهای از این افراد بدون آنکه زمان و انرژی کافی را در فصول درسی و مباحث تخصصی صرف کنند، خود را بهعنوان الگوهایی در حوزه اجتهادی حوزات علمیه معرفی مینمایند. چنین وضعیتی نشاندهنده ضعف در پایبندی به سنن علمی و پژوهشی در حوزه علمیه است و میتواند به تولید فتاوای نادرست و بیاساس منجر شود.
سومین نکتهای که نمیتوان به سادگی از کنار آن گذشت، تغییرات فرهنگی و فضای فکری جامعه است. در گذشته، حوزههای علمیه با تبادل تضارب آرا و نقدهای عمیق علمی، سعی در ایجاد همبستگی و انسجام علمی داشتند. اما با تأثیر روزافزون رسانهها و فضای مجازی، امروز افراد زیادی بدون تأمل در مبانی علمی به تحلیل و تبیین مسائل اجتهادی میپردازند. این وضعیت میتواند به کاهش اعتماد عمومی به علمای حقیقی و مراجع تقلید و زوال اعتقادات دینی منجر شود.
از سوی دیگر، ضرورت بازنگری و تجدیدنظر در روشهای آموزشی و فرهنگی حوزه علمیه بیش از پیش حس میشود. در این زمینه، زعمای حوزه علمیه و اساتید آن، باید به تقویت ارتباط علمی میان طلاب و مجتهدان، با استفاده از شیوههای نوین تدریس و پژوهش اقدام نمایند. برگزاری دورههای آموزشی مستمر و کارگاههای علمی بر پایه سنت دیرینه حوزه علمیه، میتواند به تسهیل فرایند یادگیری و ترمیم آسیبهای موجود در سیستم آموزشی کمک کند.
در انتها، بیتوجهی به اصول و مبانی اجتهادی در حوزههای علمیه نه تنها مغایر با رسالت اصلی این نهادهاست، بلکه نگرانیهایی جدی در مورد بیاعتمادی عمومی به نظام شناختی دین و فقه را به دنبال دارد. لذا بازنگری در فلسفهها و روشهای آموزش حوزههای علمیه بهعنوان یک ضرورت اجتنابناپذیر، نیازمند توجه جدی و عمل موثر است تا از بروز خائنانی به اصول علم اجتهادی جلوگیری شود و ارزشهای حوزوی بار دیگر در کنار مکتبهای برجسته علمای گذشته، همچون شیخ طوسی و شیخ انصاری رضوان الله تعالی علیهم زنده بماند.