🔻بررسی نظریه اصولیِ اجتماع امر و نهی در فقه؛ از نگاه استاد معظم دکتر سید صائب هاشمی نسب حفظه الله تعالی
استاد معظم دکتر هاشمی نسب، در زمینه نظریه «اجتماع امر و نهی» و آثار آن در فقه، دیدگاههای قابل توجهی ارائه دادهاند.
ایشان بر این باورند که در موارد خاص میتوان بین امر و نهی جمع کرده و از معضلات فقهی رهایی یافت.
یکی از مثالهای مشهور که در این راستا به آن اشاره میشود، موضوع خواندن نماز در لباس غصبی است.
در این مقاله قصد داریم نگاهی عمیق به نظریه اجتماع امر و نهی در اندیشههای استاد هاشمی نسب بیندازیم و استدلالهای ایشان را بررسی کنیم.
▪️ مفهوم اجتماع امر و نهی
اجتماع امر و نهی به معنای وجود همزمان یک دستور و یک منع است.
این مفهوم به طور عمده در مباحث اصول فقه و در تشخیص مصادیق فقهی اهمیت دارد. به عبارت دیگر، آیا ممکن است همزمان بر انجام یک عمل امر شده و از آن نیز نهی شود؟
این پرسش از دیرباز مورد بحث فقهاء عظام و اصولیون قرار گرفته و هر یک به نحوی سعی در تبیین و توجیه این حالت داشتهاند.
استاد هاشمی نسب در درس خارج فقه خود به این موضوع پرداخته و به استناد ادله شرع، قائل به این هستند که اجتماع این دو مفهوم در موارد خاص ممکن و به دور از مشکل است.
ایشان در بیان خود به موضوعاتی میپردازند که در آنها عمل به تکلیف واجب موجب محرومیت از فرایض دیگر نمیشود، حتی اگر در صورتی خاص تحت شرایطی قرار گیرد که ممکن باشد عملی که انجام میشود، از مصادیق عمل حرام نیز باشد.
▪️ خواندن نماز در لباس غصبی
یکی از مثالهای محوری که استاد هاشمی نسب به آن اشاره میکنند، نماز خواندن در لباس غصبی است.
از نظر فقهی، نماز واجبترین عمل عبادی است که بر هر مسلمانی فرض است.
در عین حال، پوشیدن لباس غصبی از نظر شرعی نهی شده و عملی حرام محسوب میشود.
با این حال، استاد هاشمی نسب استدلال میکنند که انسان نمیتواند از خواندن نماز به عنوان یک واجب، حتی در حال پوشیدن لباس غصبی، محروم گردد.
ایشان میفرمایند که در مقام عمل، باید به تکلیف واجب توجه کرد و نماز به عنوان یک فریضه دارای اهمیت بسیای است که انسان را ملزم به انجام آن میسازد.
بدین ترتیب، اگر لباس نمازگزار غصبی باشد ، به دلیل وجوب نماز، انسان نمیتواند از این فریضه محروم گردد.
این نشاندهنده جمع ممکن بین امر و نهی است که استاد هاشمی نسب به آن اعتقاد دارند.
▪️ دلایل نظریه
استدلالهای استاد هاشمی نسب در این زمینه مبتنی بر چند محور اصلی است:
1. ضرورت انجام واجبات: با توجه به اینکه فرایض دینی باید توسط مسلمانان انجام شود، نمیتوان افراد را به بهانهی عدم شرایط ایده آل از انجام آنها محروم کرد.
2. تشخیص اولویتها: در صورت تضاد بین واجب و حرام، در بسیاری موارد، واجب بر حرام تقدم مییابد.
این نکته به ویژه در مواردی که انجام عمل مورد نظر به حفظ و تقویت ایمان و ارتباط مسلمان با خداوند کمک میکند، نمایانتر است.
3. قواعد فقهی: اصول فقه برخی قواعد را مطرح میکنند که در این شرایط میتوان از آنها بهره برد، بهویژه قواعدی چون «الواجب لا یسقط بالحرام» (واجب به واسطه حرام ساقط نمیشود) که از استدلالهای متداول در این زمینه به شمار میرود.
▪️ نتیجهگیری
نظریه استاد معظم دکتر سید صائب هاشمی نسب حفظه الله تعالی، با تأکید بر مفهوم اجتماع امر و نهی و تأکید بر وجود اولویتهای شرعی، دیدگاه جدیدی را در حیطه فقه اسلامی ارائه میدهد. ایشان با ارائه مثالهای واقعی، از جمله نماز خواندن در لباس غصبی، نشان میدهند که چگونه میتوان در موقعیتهای دشوار اصول دینی را به شکلی متوازن و منطقی به کار بست.
با این تفاسیر، نظریه استاد هاشمی نسب نه تنها بُعد جدیدی به مباحث فقهی اضافه میکند بلکه میتواند راهگشای حل معضلات جدی در تعاملات فقهی معاصر باشد.
#نوآوری
#نوآوری_در_فقه
#علامه_محقق_دکتر_هاشمی_نسب
🆔 https://t.me/Norshariat